آلیس در سرزمین عجایب
آلیس در سرزمین عجایب

آلیس در سرزمین عجایب

انواع مطالعات بالینی: توضیح و بررسی انواع روش های به کار رفته در تولید علم پزشکی

مطالعات بالینی یا به طور کلی تر مطالعاتی که در حیطه درمان و سلامت انجام میشن سه نوع اصلی دارن:

 مطالعات توصیفی dsescriptive

مطالعات مشاهده ای observational

مطالعات تجربی یا مداخله ای experimental 

 

1. مطالعات توصیفی dsescriptive

در این مطالعات روی یک نشونه یا بیماری جدید تمرکز میشه.

مطالعه موردی Case study

درمانگر ممکنه تو بالین با یک موردی برخورد کنه که از نظر علمی ناشناخته است یا به هر دلیلی فکر میکنه توصیف این بیمار و روند درمانش میتونه دانش جدیدی اضافه کنه. میتونه گزارش بیماری باشه که علائم عفونت داره ولی هر آزمایشی میگیرن عفوتش رو تشخیص نمیدن. یا مثلا بیماری که برای اولین بار قلبش سمت راستش بوده یا ...

 

مطالعه گروه موردی Case series

این دسته هم توصیف جدیدی رو ارائه میکنه ولی در یک گروه و نه چند نفر. درمانگر یا پزوهشگر با موارد مشابهی برخورد میکنه که با وجود تشابهاتی که دارن ولی تابلو بالینی روتین رو ندارن. مثلا علائم سرماخوردگی داره ولی عین جوکر فقط میخندن! یا همشون یه عارضه جانبی عجیب از یک دارو رو بروز دادن یا ....

مثلا: میاد میگه ما طی هفته اخیر در فلان بیمارستان با مواردی مواجه شدیم که با تنگی نفس و سرفه خشک و ... مراجعه میکنن، به درمان های روتین پاسخ نمیدن، حدس میزنیم دچار یه عفونت وریروسی ان ولی درگیری ریه شون خیلی شدید بوده به سرعت هم تعدادشون داره افزایش پیدا میکنه و شبیه بیماری های شناخته شده هم نیستن. (دقت کنین هنوز پژوهشگر نمیدونه چیه و از کجا اومده، به نظرش یه مورد غیر معمولی دیده و اونها رو گزارش کرده)

 

2. مطالعات مشاهده ای observational

در این مطالعات پژوهشگر فقط نظاره گره. مشاهده میکنه و مشاهداتش رو منتشر میکنه.

 

مطالعات مورد شاهد یا case control

در این نوع مطالعات گروهی از بیماران با شرایط خاص انتخاب میشن و در مقایسه با بیمارای دیگه ای که اون شرایط خاص رو ندارن در قیاس قرار میگیرن.

مثلا: بیماران مبتلا به کووید 19 که سیگاری بودن در مقایسه با اونایی که نبودن. دقت کنین ما کار خاصی انجام نمیدیم. به کسی سیگار نمیدیم بکشه. ولی این دو گروه (گروه سیگاری گروه مورد و گروه غیر سیگاری گروه شاهد) رو به دقت مشاهده میکنیم و گزارش میدیم. مثلا میگیم اونایی که سیگاری بودن اینقدرشون بعد از بستری راهی icu شدن، اونایی که نبودن اینقدر. گروه مورد اینقدر فوتی داشت گروه شاهد اینقدر و ....


  مطالعات هم گروه یا cohort study

تو این مطالعه ها یه گروه از افراد یا بیماران با خصوصیات مشترک انتخاب میشن و در یک بازه زمانی (معمولا طولانی) رفتاراشون ثبت و بررسی میشه. بازم دقت کنین ما کاری به کارشون نداریم

مثلا میخوایم عوامل موثر در ابتلا به کووید رو توی یک بازه شش ماهه بررسی کنیم. میایم یه تعداد افراد زیادی رو در نظر میگیریم، عادت های غذایی، زندگی ، شخصی ، فاکتورهای ژنتیکی ، وزن، اعتیاد و... رو هم در این افراد ثبت میکنیم. بعد هفته ای یه بار از همشون تست کووید میگیریم و روند درمان تا فوت یا بهبودشون رو هم بررسی میکنیم.

بعد میشینیم و داده ها رو تحلیل میکنیم، و نهایتا به این نتیجه میرسیم که مثلا افرادی که BMI بالاتری داشتن درگیری ریه بیشتری پیدا کردن یا مثلا افرادی که در روز 3 وعده میوه و سبزیجات میخوردن به طور واضحی میزان ابتلا در اونها کمتر یا بیشتر بوده.

حالا این مثال آینده نگر بود. الان شروع میشه مطالعه وئ در آینده با اون عامل بیماری مواجه میشن یا نمیشن.

همین مطالعه نوع گذشته نگر هم داره. یعنی میریم و هزار نفر که کووید گرفتن رو بررسی میکنیم، که شما از شیش ماه پیش تا حالا چیکارا کردین و بعد تحلیل میکنیم. ولی خب مشکلش فراموشی و از دست رفتن اطلاعاته.

 

مطالعات مشاهده ای مقطعی یا cross sectional study

                تو این مطالعه در لحظه یا یه مدت زمان کوتاه مجموعه ای از افراد یا بیماران مشاهده میشن و گزارش میشن. بدون هیچ آزمایش مداخله یا مقایسه ای

مثلا بررسی داروهای تجویزی برای بیماران کووید 19 در بیمارستان فلان درپاییز 1399

فقط مشاهده میشه چه اتفاقی افتاده چه شاخص هایی بوده و گزارش میشه و تمام.

 

3. مطالعات تجربی یا مداخله ای experimental  

در مطالعات تجربی یا مداخله ای یه عده انتخاب میشن، به دو گروه تقسیم میشن یه آزمایش روشون انجام میگیره (یک مداخله که فرضمون بر اینه که قرار باعث یه تغییری بشه) و بعد نتایج یک گروه رو با گروه دیگه بررسی میکنن.

شاید بزرگنمایی نباشه اگر بگیم اصل اطلاعات بدست اومده در پزشکی مبتنی بر شواهد از این دسته مطالعات بدست میان.

مهم ترین نوع مطالعات این دسته کارآزمایی های بالینی تصادفی هستن. مهم ترین مشخصه کارآزمایی های بالینی تصادفی اینه که حتما افراد رندوم گروه بندی بشن، حتما یه مداخله ای آزمایشی چیزی تحت شرایط کنترل شده اعمال بشه و حتما یه گروه کنترل وجود  داشته باشن تا بشه باهاشون مقایسه انجام داد.

مثلا جمعی از بیماران مبتلا به کرونا انتخاب میشن، رندوم به دو گروه تقسیم میشن، به گروه اول (مورد یا مداخله) فاوپیراویر میدن و به گروه دوم (یا شاهد یا کنترل) پلاسبو  میدن. بعد نتایج گروه کنترل یا شاهد با نتایج گروه مداخله یا مورد مقایسه میشن و نتیجه گزارش داده میشه.

 

نکته مهم : پلاسبو چیه؟

پلاسبو دقیقا همون دارو یا ماده ایه که میخوایم به گروه مورد بدیم ولی بدون ماده موثره تا اثرات روانی و جانبی رو به حداقل برسونیم.

مثلا یه قرص استامینوفن که همه ی اجزاش مشابه استامینوفنه، روی جلدش نوشته استامینوفن، رنگش سفیده و وسط خط داره فقط 500 میلی گرم استامینوفن رو نداره. شاید جالب باشه بدونین یه پلاسبو میتونه تا 35 درصد اثربخشی اصل دارو رو نشون بده. یعنی همینکه من به شما یه قرص سفید وسط خط دار بدم و بگم بخور این استامینوفنه و دردت رو بهتر میکنه تا 35 درصد میتونه دردتون رو بهتر کنه

روش های تولید علم، مقدمه ای بر پزشکی مبتنی بر شواهد یا EBM

تا حالا به این فکر کردین به چی میگیم علم؟ وقتی میگیم تولید علم از تولید چی دقیقا حرف میزنیم؟ چجوری اندازه گیری میشه؟

تو این پست و پست های بعدی یه نگاه به روش های تولید علم می کنیم و بعدا اگر عمری باقی بود درباره روش های سنجش علم هم می نویسم.

یه راه نام آشنا برای تولید علم استدلاله.

به طور کلی دو مدل استدلال داریم:  استقرائی و اسنتتاجی

با ذکر دو تا مثال ساده مثال میزنم:

استدلال استنتاجی

به قطع و به قرارداد مشخص هر جانداری که به بچه اش شیر بده پستانداره

من تمام خرگوش های روی کره زمین رو بررسی کردم و همه ی اون ها به بچه هاشون شیر میدن.

بنابراین همه ی خرگوش هایی که روی کره زمین حضور دارن پستاندارن.

 استدلال استقرایی

به قطع و به قرارداد مشخص هر جانداری که به بچه اش شیر بده پستانداره

من هر خرگوشی که تا حالا دیدم به بچه اش شیر میداده

بنابراین تا زمانی که خرگوشی ببینم که به بچه اش شیر نمیده :

نتیجه میگیرم که همه ی خرگوش ها پستاندارن.


استدلال ها مشکلات خاص خودشون رو دارن.

استدلال استنتاجی واضحا بیشتر توی علوم ریاضی کاربرد داره تا تجربی چون علوم تجربی اصولا قطعی و دو دو تا چهارتا نیستن.

استدلال استقرائی هم مشکلات خاص خودشو داره. ما نمیتونیم یه مشاهده خاص و محدود رو به کل جامعه آماری تعمیم بدیم. حتی نمیتونیم به قطع نوع ارتباط دو تا متغیر رو با هم مشخص کنیم.

مثلا میدونیم تو فصل های سرد مردم بیشتر سرما میخورن. مشاهده ما وجود ارتباط بین دمای هوا و میزان شیوع یک بیماریه. ولی اینکه چرا و چطور این اتفاق میوفته رو استدلال استقرائی نمیتونه به درستی مشخص کنه.

سرما میره تو بدنمون؟ ویروس قوی تر میشه؟ سیستم ایمنی ضعیف میشه؟ عامل دیگه ای کلا موثره؟

پس خیلی به مشاهده کننده بستگی داره که دست روی چی بذاره و چجوری نتیجه رو تحلیل کنه. با این نوع استدلال بیشتر فرضیه سازی انجام میشه ولی اون فرضیه آزمایش نمیشه.

مهمه بدونیم در استفاده از استدلال استنتاجی (به تنهایی) هیچوقت نمیتونیم از تعمیم انجام گرفته مطمئن باشیم.

چند تا راه دیگه هم برای تولید علم هست. مثلا نگاه کنیم ببینیم قدیمی ترا چیکار میکردن و یا متخصصای یه حیطه چیکار میکنن. یا شانسی هر چیزی رو امتحان کنیم تا به نتیجه برسیم. از مزایا و معایب اینا میگذرم.

نهایتا میرسیم به روش آخر که با این کار داریم:

روش علمی یا روش اثبات تجربی